خلوتی با خود(18)
تو کلاس درس خدا:
اونی که ناشکری می کنه، رد میشه، اونی که ناله می کنه ،تجدید میشه
اونی که صبر میکنه ،قبول میشه اونی که شکر می کنه، شاگرد ممتاز میشه
دعا می کنم همیشه،شاگرد مممتاز خدا باشی
تو کلاس درس خدا:
اونی که ناشکری می کنه، رد میشه، اونی که ناله می کنه ،تجدید میشه
اونی که صبر میکنه ،قبول میشه اونی که شکر می کنه، شاگرد ممتاز میشه
دعا می کنم همیشه،شاگرد مممتاز خدا باشی
خدایا! مرا كمال گسستن از غير و پيوستن به خودت عطا كن ديده دلهايمان را با فروغ نگاه به خود، روشن سازتا ديدههاي بصيرت دل، حجابهاي نور را از هم بر درد و به كانون عظمتبرسد و جانهاي ما آويخته درگاه عزت و قدس تو گردد.
قسمتی ازمناجات شعبانیه
یه دوره ای رو با همت همکارای خودمون داریم به صورت کارگاهی می گذرونیم مدرسان دوره از همکارای پرتلاش خودمونند مبحث هم خود شناسی و ارتباطه جوکلاس خیلی خوب و صمیمیه الحق هم همکارای مدرس مشرف به موضوعند و کلاس داریشون قابل توجه ، همکارای شرکت کننده هم خوب تو بحث ها شرکت می کنند وقتی هم یادگیری توام با لذت باشه مسلما اثر بخشی بیشتری داره البته به قول یکی از همکارا مباحث رو قبلا خونده و شنیده بودیم ولی روش ارائه مطلب و یادآوری مطالب تو جمع اونو لذت بخش کرده اما برام نکته ای که خیلی جالب بود نزدیکی خیلی از مطالب به سخنان حضرت علی ع و آیات قرآن بود که بعضا همکاران در طی بحث به آن استناد می کنند با این که من اشراف کامل روی قرآن و نهج البلاغه ندارم اما حین بحث ها خیلی از جملات و آیات برام نمونه عینی پیدا می کنه راستی حالا که بحث بومی کردن بعضی علوم پیش اومده جای سخنان کامل و جامع حضرت علی ع در مباحث روان شناسی به خصوص خود شناسی و ارتباط خالی نیست ؟می دونید شاید علت جدا بودن ومنفک شدن متخصصین این رشته ها از هم است . مبحث جنین شناسی از منظر قرآن رودوتا از همکارای خوبمون تو گروه الهیات و زیست انجام دادند که نتیجه اش به اعتقاد من عالی بود حالا ای کاش تو بقیه حوزه ها هم این جدایی برداشته می شد .تو ماههای گرانقدری هستیم آخرین روز رجب وماههای شعبان و رمضان پیش رو ،ای کاش به جای متکی بودن به اعمال خاص این ماهها تو بحث تفکر و تعمق و خودشناسی و امام شناسی و خدا شناسی هم وارد می شدیم ماه رجب گذشت برای ماه شعبان و ماه رمضان چه برنامه ای در این راستا داشته باشیم نظر شما چیه ؟خوشحال میشم برنامه های شخصیتون اگه خیلی خصوصی نیست رو بدونم و به اشتراک بذاریم چرا که امام صادق علیه السلام می فرماید:
« تفکر ساعة خیر من عباده سنه: یک ساعت تفکر بهتر از یک سال عبادت است. »
که برای بندگان سود مندتر باشد.

قربان بهانه هایت برای ارتباط برقرار کردن بروم هیچ جا و در هیچ کسی اینقدر بهانه جویی برای ارتباط برقرار کردن ندیدم کدام عاشقی می تواند ادعا کند که من فلان کردم وبهمان خسرو وشیرین ،لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا،....اصلا داستان عاشقی را از تو یاد گرفتند چه عاشقی تو بااین همه ناز وادا وخطا، بازهم ناز می کشی بازهم فرصت می دهی هر روز و هر مکان و هر زمانی به بهانه ای مانده ام از صبر وحلم تو، از گذشت و عفو تو، از عشقبازی تو ،،صدایم کردی مثال هرروز بازهم بهانه ای برای ارتباط چقدر ناز می خری از من نیازمند چقدر زیباست قرارهایت اما من می آیم در حالی که زبانم باتو حرف میزند اما دلم هزار جایی است که زیر دستان توست ولی با این وجود به ملائکه ات فخر می فروشی از حضور به موقع من چقدر بزرگی تو که راز دلم را فاش نمی کنی چقدر بزرگی که ذهن کوچک من این همه بزرگی را نمی تواند درک کند نمی تواند ومن مثل همیشه فقط شرمسار توام.....
سازمان سنجش آموزش كشور بدين وسيله به اطلاع كليه متقاضيان آزمون كارداني به كارشناسي ناپيوسته سال 1391 مي رساند نظر به اينكه با توجه به سياستهاي وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري و دانشگاه آزاد اسلامي مقرر گرديده است آزمون مذكور با آزمون كارشناسي ناپيوسته دانشگاه آزاد اسلامي تجميع شده و به صورت متمركز برگزار گردد . لذا تاريخ ثبت نام آزمون فوق الذكر از روز سه شنبه مورخ 30/3/1391 شروع و تا پايان روز سه شنبه 6/4/1391 ادامه خواهد داشت .
ضمناً اطلاعيه تكميلي درخصوص شرايط و ضوابط ثبت نام در روز شنبه 27/3/91 در سايت سازمان و در هفته نامه پيك سنجش مورخ 29/3/91 اعلام خواهد شد .
از اتفاق بایکی ازدوستان وهمکلاسی های دوران دبیرستان همکار شدیم یک ماه پیش که تو یه جلسه دیدمش از اوضاع درسش پرسیدم آخه داره فوق می خونه گفت این ترم تموم میشه با تعجب گفتم اِ چه زود بعد خودم خنده ام گرفت وگفتم ببخشید با بچه داری و شوهر و مسئولیت کاربیرون وکار خونه واقعا سخت بوده به خصوص که ایشون از اینجا باید ۵شنبه وجمعه می رفت یکی از شهرهای غرب کشور .با تعجب دیدم گفت :اتفاقا اصلا سخت نبود ،لذت بخش بود انگار وقتی پنج شنبه وجمعه می رفتم دانشگاه مال خودم بودم انگار کمی از فشارها ازم دور میشد انگار به یکی از لذت هام که درس خوندن رسیده بودم از اینکه برای خودم هم وقتی گذاشتم کیف می کردم وقتی جمعه شب می رسیدم دوباره تمام بار زندگی رودوشم بود حرفش خیلی اثر گذار بود دیدم راست میگه تمام هم وغم ما شده بچه ،همسر ،کار،خانه، و...وفرصتی برای خودمان باقی نمانده تواین فکرها بودم که چند هفته پیش یکی از همکاران پیامک داد و دعوتم کرد برای حضور در یک کلاس از اتفاق چند متری خونمونم بود با تردید رفتم وقتی وارد شدم یه عالمه دوست وهمکار آشنا دیدم همین حس دیدن دوستان حالم رو خوب کرد بعد هم از کلاس و صحبتهای اون لذت بردم من رو برد به دوران ۱۸-۲۰ سالگی یه عقب گرد حسابی و یه محاسبه و.....حالادیگه یکشنبه ها دلم پر می کشه برای این کلاس حس خوبی دارم انگار بازم یه قسمتی برای خودم هستم لذت حضور در کلاس ،لذت نشستن روی صندلی و شاگرد بودن ومنی که دلزده شدم از سخنران بودن دیروز به دوستم گفتم خدا خیرت بده که خبرم کردی واون با لبخند گفت منم دعوت شدم از طریق یه دوست دیگه ودر اصل به دله به خواسته درونیه یه حرف گاهی چقدر اثرگذار می تونه باشه چقدر اثر گذار....
دنیا تمام ظلمت و تو ماورای نور با تو کم است فاصله تا انتهای نور

پدر که باشی سردت می شود وکت برشانه پسر می اندازی چهره ات خشن می شود ودلت دریایی
پدر که باشی حساس میشوی به هر نگاه پرحسرت فرزندت به دنیا وخیره می شوی به دست های خالیت ،تمام وجود خود را محکوم آرزوهایش می کنی
پدر که باشی ،در کتابی جایی نداری و هیچ چیز زیر پایت نیست بی منت از این غریبگی هایت می گذری تاپدر باشی پشت خنده هایت فقط سکوت می کنی
پدر که باشی به جرم پدربودن حکم همیشه دویدن برایت می برند بی اعتراض به این حکم فقط می دوی بدون رسیدن ها می دوی ودر تنهاییت نفسی تازه می کنی
پدر که باشی عصا می خواهی ولی نمی گویی هرروز خم تر از دیروز جلوی آینه تمرین راست ایستادن می کنی
پدر که باشی پیر نمی شوی ولی یک روز بی خبر تمام می شوی .تمام می شوی و پشت ها را خالی می کنی
باتمام شدنت باید حس آرامش رابعد عمری تجربه کنی ولی....در بهشتی هم که زیرپای تو نبود تمام دلهره هایت را مرور می کنی

الان داشتم تو سایت وزین وسنگین مشاور مدرسه(ازبس طول می کشه تا یه مطلبی رو توش ثبت کنی) مشخصات کارت ۵ رو ثبت می کردم البته به روش جدید دور کاری چون بیچاره ۲تا کامپیوتر فعال مدرسه یکیشون حالش بدجوری خرابه ما هم ترجیح دادیم تو خونه دور کاری کنیم ! اما یکهویی دلم هوس نوشتن کرد شاید مناسبتهای این ماه شاید جلساتی که این چند مدت رفتم یا پیامک هایی که این چند روزه به دستم رسید .مشاهده خانواده ای که از فقر درحال فرو پاشی است و.......این حال و هوا رو درم ایجاد کرد .منم از خدا خواسته فضای خشک و سرد سایت مشاور مدرسه رو بستم واومدم تا ذهنم رو خالی کنم تو مشاوره بهش می گیم فرصتی برای افکار مزاحم ولی برای من این نوشته ها یه جور لذته ،لذت نوشتن که خدا رو براش شاکرم البته تو دفتر شخصی خودم هم می نویسم اما اینجا چون نظرات دوستانم رو هم می فهم برام جالبه چقدر مقدمه چینی کردم شاید نوشته امروزم سیاه باشه ولی واقعیته دلم گرفته این روزا به این فکر می کنم خدا چی می کشه ازدست بنده هاش همون شعر معروف عجب صبری خدا دارد از استاد معینی کرمانشاهی ..حیفه بذارید اول اون شعر رو بذارم باهم بخونیم تابعد
عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
همان یک لحظه ی اول ،
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهان را با همه زیبایی و زشتی ،
به روی یکدگر ، ویرانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم ،
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم ،
بر لبِ ، پیمانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین ،
زمین و آسمان را
واژگون ، مستانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر این بیداد گر ها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحه ی ، صد دانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و دیوانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان ِ دل عشاق سرگردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که می دیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ،
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه ی این علم ِ عالم سوز مردم کش ،
به جز اندیشه ی عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای ، پر افسانه می کردم .
□
عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ، تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد
وگرنه من به جای او چو بودم ،
یک نفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه می کردم .
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !
اینقدر این شعر زیباست که نوشته من پیش این شعر،زیره به کرمون بردنه همه دغدغه های این مدت من توی این شعر خلاصه شده نوشته ام رو در پستهای بعد می نویسم اول نظر شما بزرگواران رو جویا میشم .
دیروز بنا به دعوت دوست وهمکار داغدارمان،دوستان قدیمی جمع شدیم تا در خانه محزون مادر همکارمان ختم قرآن برای مادر عزیزشان بگیریم بماند که دیدن دوستان و همکاران سال گذشته چه شعفی ایجاد کرد ولی دیدن چهره همکاران داغ دیده نیشتری بر دل بود دوستمان از لحظات آخر مادر گفت از حسش، از حال دگرگونش واشکهایی که همراه شده بودند با هم . برای عوض کردن حال و هوا گاهی تکه ای می پراندیم وبا چشمان اشک آلود لبخندها برلب می نشست .بارها وبارها این حالت تکرار شد اشک و لبخند انگار دورفیق قدیمیند بعد آن قرآن خواندیم به نیت مادر همکارمان هرکدام جزئی از قرآن را خواندیم واما صفای همکار تبریزیمان که میان قرآن خواندن آمد با اینکه رییس حوزه تصحیح بود آمد و کمی از قرآن را خواند سپس اجازه رفتن خواست درجواب اعتراض وتعجب ما گفت که به راننده آزانس گفته بماند مسیر حدودا ۱۵ کیلومتری را فقط آمده بود تسلایی دهد ودوباره برگرددوتا ۹ شب درحوزه تصحیح اوراق بماند ...صفا ورفاقت و عهد به دوستی برجلسه حاکم بود دلها شکسته بود .بعد هرکداممان از رفتن عزیزانمان گفتیم از دردهایی که کشیدیم وباز اشکها و لبخندها بود که بدون هماهنگی قبلی جاری می شد انگار حس ها یکی بود انگار دلها یکی بود انگار همه یک نفس بودیم وبعد کلی کل کل با همکاری که حقیقتا مصایب روزگار زیاد دیده آنقدر گفتیم وگفتیم تا کمی حال و هوایش عوض شد وبعد تصمیم گرفتیم به ادامه کار در ماه های بعد برای دیدن هم شاید بعد مسافت باشد اما دلها یکی است از اقوام مختلف در جمعمان هست ولی با وجود گویش وزبان متفاوت دلهایمان یکی است.
امشب عرشیان همه منتظرند تابه بهترین آرزوی ما آمین بگویند فردا جمعه است ،یابن الحسن اگر آرزوی من وهمه شیعیانت ظهور تو بود ،فردا کنار ما بودی
نصاب دستگاه های حرارتی و برودتی به کسی گفته می شود که توانایی راه اندازی کامل سیستم های تاسیساتی مجموعه های مسکونی، تجاری یا صنعتی را داشته باشد.

خدایا به حرمت آغاز ماه رجب:
نیکوترین سرنوشت ها،حلال ترین روزی ها، پربارترین زیارت ها،خالص ترین نیت ها، صالح ترین عمل ها،مقبول ترین عبادت هاوازجانب خودت بالاترین درجه را به دوستانم مقدر بفرما آمین التماس دعا
هفته پیش صبح که رفتم مدرسه خبردادند که امروز برای مادرا جلسه گذاشتیم با تعجب
نگاهی به معاونمون انداختم و گفتم برای چه موضوعی ؟آخه به قدر وفور امسال جلسه با موضوعات مختلف گذاشتیم که معاون عزیزمون فرمودند برنامه امتحانات خرداد را می خواهیم بدهیم به اضافه سفارشات شما با بی حالی تمام
نشستم روی صندلی روبه روشون وگفتم به خدا دیگه حالم از هر چی توصیه است به هم می خوره
درثانی اینا همشون دیگه این نکات رو از حفظند من چی بهشون بگم توصیه های آموزشی رو هم که جلسه قبل دادیم معاون لبخندی زد وگفتند خودتون هر جور می دونید یه دفعه یاد برره افتادم با خنده گفتم
از افعال معکوس استفاده می کنم و بابیان اینکه می خوام تو جلسه چی بگم کلی همکارای توی دفتررو خندوندم بعدم رفتم بالا ودرجلسه مادرا این مطالب رو گفتم
نکات کلیدی در زمان امتحانات
1-تا می تونید مهمانی ترتیب بدید و مهمانی برید![]()
2-اصلا از غذاهای مغزی استفاده نکنید تا می تونید آب دوغ خیار نان وماست به بچه هاتون بدید وغذاهای کلا سرد که با آرامش به خواب ناز برند.![]()
3-از دیدن فیلم ها سریالها اونم با صدای بلند غافل نشید به طوری که بچتون رو از اتاق بکشه بیرون وبا تخمه وتنقلاتی که آماده کردید به دیدن فیلم بپردازید .![]()
4-از رادیو غافل نشید هنگام کار با صدایی که تا 10تا خونه اونورتر میره ازبرنامه هاش استفاده کنید .![]()
5-اصلا نگرن درسایی که بچه هاتون ضعیف هستند نباشید معلم خصوصی و کتاب کمک آموزشی و تمرین رو رها کرده فقط با اونا حرف بزنید.![]()
6-تا می تونید این مدت با شوهراتون دعوا و جار وجنجال کنید واصلا فکر آرامش خانه نباشید ![]()
حرفم به اینجا که رسید خنده مادرا بلندشد گفتند اینا چه توصیه هایی که دارید می کنید بهشون توضیح دادم که شما خودتون استادید و فقط هدف این بوده که از زمان برنامه امتحانی آگاهی پیدا کنید به خدا ما مشاورا هم از حرفای تکراری خسته شدیم اما چون می دونم مادرای عزیز و دانش آموزای خوب به وبم سر می زنند چند ماده غذایی برای کاهش استرس تو ادامه مطلب گذاشتم که انشاله مفید باشه